ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

449

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

كه با او خلوت كند . سپس زبان ملاطفت گشود و گفت : اگر مردم بشنوند كه او غزو با فرنگان را رها كرده و اين همه اموال به هدر داده ، تا از مغنيهء آن كاره‌اى جانبدارى كند چه خواهند گفت . اينك تصور كن كه قلج ارسلان مرده است و دختر او به تو پناه آورده و مرا نزد تو فرستاده است تا داد او بستانى چه خواهى كرد ؟ صلاح الدين دانست كه حق مىگويد : رسول را گفت كه نور الدين به من پناه جسته و واگذاشتن او ناپسند است . تو خود به گونه‌اى كه شايسته دانى اين نزاع به آشتى بدل كن و من تو را يارى خواهم داد . آن رسول چنان كرد و ميان نور الدين و قلج ارسلان صلح افتاد . صلاح الدين به شام بازگشت و نور الدين محمد به ديار بكر و آن مغنيه را در مدتى كه آن رسول معين كرده بود طلاق گفت . و اللّه تعالى اعم . حركت صلاح الدين به بلاد ابن ليون ارمنى ابن ليون ارمنى از ملوك روى زمين و صاحب دروب مجاور حلب بود . نور الدين محمود او را به خدمت گرفت و زمينهايى از شام را به او اقطاع داد ابن ليون در لشكركشيها همراه او بود و با پادشاه قسطنطينيه كينه‌اى سخت داشت . او ادنه [ 1 ] و مصيصه و طرطوس را از روم بستد . بدين سبب ميانشان نبردهايى بود . چون نور الدين محمود درگذشت و دولتشان روى به انقراض نهاد ، ابن ليون در بلاد خود اقامت گزيد . تركمانانى كه در آن بلاد بودند نيازمند آن بودند كه مواشى خود را در زمينهاى او با وجود دشوارى راهها و تنگناهايش بچرانند و از او اجازت خواستند . او نيز اجازت داد ولى در يكى از سالها غدر ورزيد و به كشتارشان دست زد و مواشيشان را بگرفت . صلاح الدين از رعبان بازمىگشت كه اين خبر بشنيد . آهنگ بلاد او كرد و در نهر اسود فرود آمد و در بلاد اطراف به غارت و كشتار پرداخت . ابن ليون را دژى بود كه همهء ذخايرش در آن دژ بود . ترسيد كه مبادا به دست صلاح الدين بيفتد . قصد ويران كردن آن نمود . صلاح الدين پيشدستى كرد و هر چه در آن بود ، به غنيمت برد . آنگاه به او پيام داد كه بايد مواشى و هر چه از تركمانان گرفته ، به ايشان بازگرداند و اسيرانشان را آزاد كند . او نيز اجابت كرد . صلاح الدين در اواسط سال 575 از آنجا باز گرديد . و اللّه تعالى يؤيد بنصره من يشاء من عباده . جنگ صلاح الدين در كرك پرنس‌رينالد [ 2 ] صاحب كرك يكى از شياطين فرنگان بود و او بود كه شهر كرك را پى افگند و قلعهء آن را برآورد . پرنس‌رينالد را با مسلمانان سخت دشمنى بود و عزم آن داشت

--> [ ( 1 ) ] متن : ادقه . [ ( 2 ) ] متن : ارناط .